۶ اصل هوش هیجانی

هوش یکی از مهمترین سازه های فرضی است که از زمان مطرح شدن آن توسط آلفرد بینه در اویل قرن بیستم همواره برای تبیین موفقیت شغلی و کارآیی به کار رفته است. درابتدای پیدایش این سازه، روانشناسان بیشتر بر روی جنبه های شناختی همانند حافظه و حل مساله تاکید می کردند . اما خیلی زود دریافتند که جنبه های غیر شناختی مانند عوامل عاطفی و اجتماعی نیز دارای اهمیت زیادی هستند.

۶ اصل هوش هیجانی
اگر میخواهید هوش هیجانی خود را بالا ببرید، ۶ اصل هوش اجتماعی را به شما معرفی میکنیم تا به زندگیتان اضافه کنید.
خودآگاهی
همدلی
خودگردانی
انگیزش
مهارتهای اجتماعی
شادی

۱- خودآگاهی
مرکزیت در هوش اجتماعی، توانایی تشخیص این که در طول روز چه احساسی دارید و این که چه کسی هستید به شما در تصمیمگیریهای مهم زندگی کمک میکند. یکی از راههای بالا بردن هوش هیجانی استفاده از زمان حال برای متمرکز شدن بیشتر بر روی زمان کنونی است. احساسات، فکر و باورهایتان را روی کاغذ بیاورید. با این کار شما برای اتفاقات، چشم انداز ایجاد میکنید و این کار به شما کمک میکند تا بیشتر بدانید چه کسی هستید، چه میخواهید و چرا؟ دایرهی لغات احساساتتان را از طریق استفاده ی آن برای توصیف کامل احساساتتان بالا ببرید. توانایی بیان احساسات اغلب میتواند به مدیریت آنها به روشی سالم و مناسب کمک کند. از آن که به خودتان نعمت سکوت و تفکر بدهید، نترسید. با خود درونتان دوباره ارتباط برقرار کنید و خواهید دید که چشم انداز و زندگیتان چگونه تغییر خواهد کرد.

۲- همدلی
همدلی، نیروی بسیار قوی و ضروریای برای بالا بردن هوش هیجانی است. بالا بردن توانایی شما برای همدلی با دیگران میتواند به شما برای نزدیک شدن به دیگران کمک کرده، حمایت آنها را برای زمانی که به آن نیاز دارید جلب کند و به طور بالقوه، ناسازگاریهای شدید را در زندگی حرفهای و خصوصیتان از بین ببرد. همدلی دومین احساس مهمی است که باید داشته باشیم چون با نمایش آن، شما میدانید یک نفر چهگونه است و احترام آنها را به دست آورید. آگاه باشید و با دقت به چیزی که به شما گفته میشود، گوش کنید. حتما میدانید که زمانی که بتوانید احساس دیگران را کشف کنید و بشناسید، همدلیتان بیشتر میشود.

۳- خودگردانی
همه ی انسانها دوست دارند که با تعداد کمی از افراد ارتباط نزدیک داشته باشند. به هر حال بخشی از پرورش هر فرد به عنوان یک انسان، به کسب مهارتهای جدید هنگام تجربهی روابط نو، وابسته است. این اتفاق به ویژه با کنترل و مدیریت احساسات و انگیزهها اتفاق میافتد، از این راه شما میتوانید خود را برای خودگردانی احساساتتان آماده کنید.کسانی که خودگردانی میکنند، قبل از عمل فکر میکنند. آنها میتوانند “نه” بگویند و افکارشان را به سمتی هدایت کنند که مانع از تسلط احساسات بر خودشان بشوند. آنها آن قدر آگاه هستند که نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و دوست دارند خودشان را صادقانه ارزیابی کنند. کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند، باجرأتند و به طور صحیح احساسات و افکار و عقایدشان را با شخص مناسب و در زمان درست، به اشتراک میگذارند تا دیگران بدانند که چه شرایطی دارند.

۴- انگیزه
افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، برای آن که نتایج فوری را به تعویق بیاندازند و موفقیت طولانی مدت بسازند، عموما افراد با انگیزهای هستند. مردم عموما توسط دانش هیجانیشان هدایت میشوند و این اتفاق منجر به تصمیمات ناگهانی اشتباه میشود. افرادی که هوش هیجانی بالا دارند، تصمیم گیرندههای ماهری هستند و میدانند که چه زمانی به عزیزانشان اعتماد کنند. آنها مستعد پذیرش انتقادند و انتقاد پذیرند. این افراد میدانند که چه زمانی از انتقاد استفاده کنند که عملکردشان بهتر شود. کسانی که هوش هیجانی بالا دارند میدانند که چه زمانی درگیر دلبستگیهای احساسی بشوند و چه زمانی آن را رها کنند. آنها برای برررسی مشکلات انگیزه دارند و با روشی آرام و منطقی برای آن راه حل پیدا می کنند. وقتی بحث به شغل میرسد، انگیزه، افرادی که هوش هیجانی بالا دارند را، برای رسیدن به موفقیت، مؤثرتر و مشتاق تر میکند.

۵- مهارتهای اجتماعی
مهارت‌های ارتباطی توانایی و قابلیت‌هایی هستند که شخص به کمک آنها میتواند با دیگران ارتباط مؤثرتر و بهتری برقرار نماید و وی را قادر می‌سازد تا عواطف و نیازهایش را به درستی بیان کند. مهارت‌های اجتماعی به تعامل‌های اجتماعی موفقیت‌آمیز، درک اجتماعی و انتخاب پاسخ‌های سودمند در روابط اجتماعی و استقلال در زندگی کمک می‌کند.

۶- شادی
یکی از نیازهای اساسی انسان شادی و نشاط است. شادی به زندگی معنا میبخشد و موجب نشاط روحی و سلامتی و افزایش توانایی میشود. انسانِ شاد میتواند قله های موفقیت را تند طی کند و در مدرسه و اجتماع نقش سازنده ای داشته باشد.

دیدگاه خود را بنویسید

آدرس رایانامه شما منتشر نخواهد شد .


*